سلام
همه ما راحت حرف می زنیم؛ولی راحت دست به قلم نمی شیم.....اینو خوب می دونم
که نوشتن برای همه راحت نیست..اما شما بنویسید....بنویسید تا یه رد پا از خودتون
بجا بذارید.
دوستی میگه: تو این هرج و مرج و شلوغی.....خیلی از آدما دیگه حوصله حرف زدن با
خدا رو ندارن....خیلی ها حوصله نماز خوندن و روزه گرفتن رو ندارن....در واقع خدا یه
جورایی رو زمین غریبه.....
اما من ازتون می خوام که برای خدا بنویسید و ثابت کنید اونجورایی هم که دوست من
میگه خدا روی زمین غریب نیست....هنوزم هستن کسایی که لحظه ها و ثانیه های
زندگیشون پر از عطر خداست.....
منتظر دل نوشته هاتون هستم.
خدای فاطمه نگهدار دلهاتون
فاش می گویم و از گفته خود دل شادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی ودلجویی حورو لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
........
بازم امشب منم و حافظ و یه دنیا.....
ستاره ها همه خاموش اند
و فرشته ها همه گریان......
و تو،
باز هم با همان سکوت!!
دیر گاهی است....
از این نگاه،که دردی گنگ به همراه دارد....
گریزانم!
..............
پی نوشت١:این روزها از جفا و دورویی ساکنان خاک به ستوه آمده ام.....
پی نوشت٢:اللهم عجل لولیک الفرج.....
من در صدف تنها
با دانه ای باران
پیوسته می آمیختم،پندار مروارید بودن را
غافل که خاموشانه می خشکد
در پشت دیوار دلم دریا.......
سیاوش کسرائی
هر آدمی دو قلب دارد،قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.
قلبی که از آن با خبر است، همان قلبی است که در سینه می تپد، همان که گاهی
می شکند ، گاهی می گیرد و گاهی میسوزد، گاهی سنگ میشود و گاهی هم
از دست میرود. با این دل میشود دلبردگی کرد و بیدلی را تجربه کرد.
با این دل است که عاشق می شویم، با این دل است که دعا می کنیم و گاهی با
این دل است که نفرین می کنیم و کنیه می ورزیم و.....
اما قلب دیگری هم هست، این قلب در سینه جا نمی شود و به جای آنکه بتپد،می وزد
و می باردو می گردد و می تابد. نه می شکند و نه میسوزد و نه میگیرد و نه از دست
میرود.
زلال است و جاری، مثل رود و مثل نسیم......بالا میرود و بالا میرود.....
بین زمین و ملکوت می رقصد.آدم همیشه از این قلبش عقب می ماند.
این همان قلبی است که وقتی تو نفرین میکنی، او دعا میکند .....وقتی تو بد میگویی
و بیزاری، او عشق می ورزد و......
این قلب کار خودش را میکند و به تو و احساساتت کاری ندارد.....
و آدم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند. به خاطر قلب دیگرشان.....
عرفان نظر آهاری
